بـه نـام خـدای لـحظه های اضطراب

وقتی به قلبم فشار میاد و نفسم تو سینه حبس میشه  و اشکم جاری میشه به معنای همیشه آبیه شما فکر میکنم....کاش کسی احساسمو میفهمید تا خراب نشم...کاش احساسی ...دلی....روحی....منو میفهمید....عشقه عموها دل رو میسوزنه اما معناش اینقدر زیاده که خاکستر نمیشه

دیدی وقتی دلت گرفته ...و نفست تو سینه حبس میشه ...اشک تو چشاته اما جاری نمیشه...و صدات پره بغضه اما راضی نمیشه...من الان همینجوری ام...شکستم تو خودم....

ای که دوریتون خرابم کرده....ای کسی که مثه ستاره ها دور و قشنگ و دوست داشتنی هستید تولدتون مبارک....دایی مسلمی مهربونم

امروز روزی است که شما وارد دنیایی شدی که با وجودت گل بارانش کردی.....و مهربونی رو در خلوت  مثله یک زمزمه ی صمیمی بنیان کردی....اینجا قرمز است درست مثل گلبرگ های خشکیده لای دفترم....اینجا قلب من است که با هر ضربه به یادم می آورد که شما حتی در شب تولدتان از وجودتون دورید برای خوشی و لبخند دیگران....اینجا غروب هایش رنگه چشمان من است.....تولدتان مبارک.....  

حالاااااااااا دست و جیغ و هوووووووووووووووووووووورا

 تولدتون مبارک...همیشه آبی و آفتابی باشی دایی مهربونم

حالا بخش بخور بخور